اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )
10
سفرنامه اوليويه ( فارسى )
نوشته شده است . كاغذ اين نسخه فرنگى آهار مهره است . جلد ميشن قهوهاى رنگ آن نيز از جلدهاى متداول همان زمان است . كاتب ، هر صفحه را در جدولى مناسب با اندازههاى 6 / 16 4 / 21 تنظيم كرده و در صفحه 15 سطر نوشته است . اوليويه علاوه بر عضويت در هيأت مديرهء ( ديركتوار ) فرانسه و شركت در مسائل سياسى پزشك نيز بود . شغل وى اين امكان را برايش فراهم مىكرد كه علاوه بر محافل سياسى و ديپلماسى ايران ، براحتى با مردم و اشخاص معمولى كشور تماس داشته باشد . دردها و محروميتها را بشناسد و نابسامانيهاى داخلى را دريابد . اين نوع آگاهيها براى شخصى در موقعيت وى ، قابل توجه بود ، زيرا اطلاع از زندگانى مردم همراه با مشاهدات عينى او ، از واقعيتهايى سخن مىگفت كه وى از منابع اطلاعاتى رسمى به دست نمىآورد ، و در واقع آمارهاى دولتى همواره با ملاحظات سياسى همراه بود . افزوده بر آن ، اين تماسها به وى امكان مىداد تا به بيماريهاى بومى بپردازد و شيوهء درمان و مسائل پزشكى در ايران را مورد تفحص قرار دهد . تسلط و آگاهى اوليويه به امور پزشكى و چگونگى بيماريهاى مختلف ، اين امكان را به وى داده است تا به خوبى روند امراض و ناخوشيهاى گوناگون سرزمين ايران را كه اغلب نيز بومى اين منطقه است ، بررسى كند و اطلاعات جامعى در اختيار تاريخ پزشكى كشور قرار دهد . از جمله موارد بهداشتى ديگر از وضع ايران ، نوع آب ، شيوهء آبيارى و وضع قنوات آن است . عدم لايروبى قنوات و چاههاى آب ايران و در نتيجه آلودگى آنها ، بهداشت و سلامتى آب و اهالى شهر را دچار مخاطره مىكرده است . همچنين وضع يخچالهاى تهران نيز مورد توجه اوليويه قرار گرفته است . اوليويه همچنين گياهشناس ماهرى بود و از هر فرصت براى آگاهى بيشتر راجع به گياهان مخصوص نواحى ايران استفاده مىكرد و به جمعآورى اطلاعات و نمونهء گياهان مىپرداخت . اوصاف وى از جاده همدان و نيز توقفش در كوههاى الوند ، دلالت بر علاقهمندى وى به اين رشتهء تخصصى دارد . اين دقت اوليويه كمك شايانى به اطلاعات مربوط به تاريخ طبيعى ايران و بويژه به جغرافياى تاريخى ايران مىكند . به طور مثال توضيحات گياهشناسى اوليويه راجع به وجود گياه سقز در نواحى كردستان و شهر سقز ، آگاهيهاى ذيقيمتى در جهت شناخت آن منطقه در دسترس قرار مىدهد . نكته جالب ديگر اوصاف پرندگان و ديگر حيوانات ايران است . از يادداشتهاى او چنين برمىآيد كه امروزه ديگر نسل برخى از اين حيوانات از بين رفته است و آثارى از بعضى